السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
457
تفسير الميزان ( فارسي )
كفار و مشركيناند ، كه اگر به اين نامشان ناميد ، براى اين بود كه به علت حكم اشاره كرده و فهمانده باشد كه ما قرآن را در دل مشركين بدين جهت داخل مىكنيم كه مجرم هستند و اين از باب مجازات است ، نتيجه اين تعبير اين است كه هر مجرمى همين مجازات را دارد . و معناى آيه اين است كه ما قرآن را با اين حال ، يعنى با اين وضع كه مورد نفرت و اعراض مشركين باشد و به او ايمان نياورند ، داخل در قلوب اين مشركين نموده ، از آن عبورش مىدهيم ، تا كيفر جرم آنان باشد و با هر مجرم ديگرى اين معامله را مىكنيم . بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : « اشاره » كذلك « به اوصاف قرآن كريم است و معنايش اين است كه ما قرآن را داخل در دلهاى مجرمين مىكنيم ، يعنى آن اوصافى كه برايش بيان كرديم ، در نتيجه مىبينند و مىفهمند كه قرآن كتابى آسمانى و داراى نظم معجزه آسا و خارج از طاقت بشرى است ، و نيز مىفهمند كه اين همان كتابى است كه كتب آسمانى گذشته از آمدنش خبر داده و علماى بنى اسرائيل آن را مىشناسند ، تا با تماميت حجت به آن ايمان نياورند » . ولى اين توجيه از سياق آيات بعيد است . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : « ضمير در » سلكناه « به تكذيب قرآن و كفر به آن بر مىگردد ، تكذيب و كفرى كه از جمله * ( » ما كانُوا بِه مُؤْمِنِينَ « ) * استفاده مىشود » . اين وجه هم نزديك به همان وجه اول است ولى وجه اول لطيفتر و دقيقتر است كه زمخشرى آن را در كشاف آورده . از آنچه گفتيم روشن شد كه مراد از مجرمين ، مشركين مكه است ، چه معاصرين رسول خدا ( ص ) و چه آنها كه بعدا مىآيند و معناى آيه اين است كه : « ما همانطور كه قرآن را در قلوب مشركين مكه سلوك داديم ، در دل مجرمين ديگر نيز سلوك مىدهيم » . و شايد باعث اينكه مفسر نامبرده اين وجه را اختيار كرده ، اين اشكال بوده كه بنا بر وجه اول مشبه و مشبه به يك چيز مىشود ( و حال آنكه بايد چيزى را شبيه به چيز ديگر كنند ، نه به خودش ) ، لذا مشار اليه به اشاره « كذلك » را ، سلوك در قلوب مشركين مكه گرفته ، كه مشبه به در كلام است و سلوك در قلوب ساير مجرمين را مشبه گرفته است . ولى غفلت كرده از اينكه تشبيه كلى به بعضى از افراد كلى ، لغو و از باب تشبيه چيزى به خود آن نيست بلكه براى افاده نكته اى است و آن اين است كه شنونده بفهمد حكم كلى در
--> ( 1 و 2 ) تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 337 .